بخش ۸ - وصف الحال

فصل دوم

مدتی من ز عمر خویش مدید
صرف کردم به دانش توحید

در سفرها به مصر و شام و حجاز
کردم ای دوست روز و شب تک و تاز

سال و مه همچو دهر می​گشتم
ده ده و شهر شهر می​گشتم

گاهی از مه چراغ می​کردم
گاه دود چراغ می​خوردم

علما و مشایخ این فن
بسکه دیدم به هرنواحی من

جمع کردم بسی کلام غریب
کردم آنگه مصنفات عجیب

از فتوحات و از فصوص حکم
هیچ نگذاشتم ز بیش و ز کم

بعد از آن سعی و جد و جهد تمام
دل من هم نمی​گرفت آرام

گفتم از چیست این تقلقل باز
هاتفی دادم از درون آواز

کین حدیث دل است از دل جوی
گرد هر کوی هرزه بیش مپوی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}