بخش ۱۴ - المنشأ

فصل دوم

اندر ایّام دولت مأمون
بود نسطور نام یک ملعون

کرد بر رأی خویشتن تأویل
متشابه چو دید در انجیل

گفت اللّه داشت سه اقنوم
کان وجود و حیات اوست و علوم

کلمه است آن وجود بر تصحیح
که بدان متحدشدست مسیح

چون در انجیل دید لفظ پدر
وز مسیحا پدید گشت اثر

شبهه​ای اوفتاد در رایش
تا بلغزید از آن نظر پایش

مبتلا شد در اتحاد و حلول
دوزخی گشت باز آن به دو پول

ناگهان مذهبی از آن بر بافت
بگرویدند بدو و شهرت یافت

پدر و روح قدس و نفس پسر
متحد داشت او به عین و اثر

رای یعقوب و رای ملکا هم
اندرین هرزه نیست از وی کم

اتحاد است در عقول محال
چیست این هرزه​های تنگ مجال

از پدر گفتن اصل بود مراد
نفس کلی که مبدء است و معاد

لفظ روح اللّه است عین مجاز
همچو بیت اللّه است در اعزاز

حق تعالی که مبدء اشیاست
پیش هر کس ز نور او جانهاست

روح هرچیز کان بود دایم
که بدان کالبد بود قایم

همه قایم به نور قیومند
خواه مسعود و خواه میشومند

لیک تخصیص بهر تعریف است
وین اضافت برای تشریف است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}