بخش ۳ - حق الیقین

باب سوم

اسم باری است چون طلسم وجود
بر عدم زو فتاده نام وجود

بود هر بوده​ای ز اسمی خاص
هر یکی زو گرفته قسمی خاص

هستی ونیستی بدو راجع
هم ز تقدیر معطی و مانع

همه افعال را چو اسبابند
همه املاک را چو اربابند

عارف از اسمها علی الاطلاق
بهره یابد بقدر استحقاق

گه ز اللّه فنای هر دو جهان
آیدش در نظر شود حیران

بندۀ خاص گردد از ذلت
عذر عامی نهد ز هر زلّت

گه زرحمان شود کریم صفات
وز رحیم آید او رحیم صفات

همه زو بیند و ببخشاید
هر چه دارد به هر که پیش آید

از مَلِک مُلک و مِلک از او داند
سلطنت بر وجود می​راند

نفس را زیر حکم عقل آرد
حلق را جمله نیست پندارد

گه ز قدوس در حظایر قدس
گردد او نقطۀ دوایر قدس

پاک تن پاک جان و پاک اسرار
از خلاف و رذایل و اغیار

وز سلام او شود مسلمان باز
به زکوة و به صوم و حج و نماز

به زبان و به دست و قلب سلیم
هیچکس را از او نه خوف و نه بیم

همه را برشمرد نتوانم
ورنه از اختصار وامانم

نودو نه شمار صد کم یک
عارفان را ز هر یکی بی شک

حظ وافر ز کوشش واخلاص
داده ایزد ز فضل و رحمت خاص

جهد کن تا ز «جاهدوا فینا»
راه یابی به کوی «لوشئنا»

مرد ره آن بود که در همه جای
متخلق بود به خلق خدای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}