بخش ۴ - الضلال المبین

فصل چهارم

در حدوث و قِدَم بسی نقل است
وان همه شکّ و شبهۀ عقل است

عقل مشائی ز دین مایل
به قدیم و حدوث شد قایل

قِدَم آسمان به ذات و صفات
گفته جز وضع و هیأت و حرکات

عنصر و مایه را به شخص دگر
نوع هر جنس و جنس​های صُوَر

نزد ایشان همه قدیم بود
چه کند عقل چون سقیم بود

کرد رسطالیس اول این تفصیل
یافت آخر ز بوعلی تکمیل

شبهه​ای چند از خود اندیشی
کرده دستور کفر و بدکیشی

تا که برخیزد این تردد و شک
بنگر اندر جوابها یک یک

وان حکیمان که پیش از او بودند
هیچ قیدی بر آن نیفزودند

جملۀ ذات​ها قدیم الذات
دیده و مُحْدَثی نه جز که صفات

اصل عالم سریع و خواه بطی
آب دانست تالس ملطی

انکساغورس آن خلیط گرفت
وندر او جزوها بسیط گرفت

نزد او هیچ استحالت نیست
جز بروز و کمون حوالت نیست

وان ذومقراطس اصل عالم را
به توهم گرفته از اجزا

کُری الشّکل هر یکی و مدام
متحرک به ذات ذواقسام

گفت کافتاد اتفاقاً آن
بهم و گشت از آن فلک گردان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}