غزل شمارهٔ ۲۴۶

غزلیات

در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما

ناتوانانیم، اما کار چون بر سر فتد
دود برمی آورد از مغز آتش خار ما

لشکر خواب گران را قطره آبی بس است
برحذر باش از شبیخون دل بیدار ما

نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آب
عالمی آسوده اند از سایه دیوار ما

صائب از بالین ما دشمن چسان خوشدل رود؟
سنگ را در گریه آرد ناله بیمار ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}