غزل شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

تا خرام قامت او برد از سر هوش ما
پشت بر دیوار چون محراب ماند آغوش ما

آمدی ای عشق و آتش در صلاح ما زدی
خوب کردی، پینه ای بود این ردا بر دوش ما

جوهر ما را می لعلی نمایان می کند
می شود از باده افزون آب و رنگ هوش ما

جام ما در پرده دارد نغمه های جانگداز
دست خود کوتاه دارید از لب خاموش ما

نعره ما می کند مهر خموشی را سپند
خشت خم را در فلاخن می گذارد جوش ما

پشتبانی چون سبو داریم در دیر مغان
گو مزن دست نوازش آسمان بر دوش ما

نیستی صائب حریف داغ های سینه سوز
دست خود کوتاه دار از سینه پرجوش ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}