غزل شمارهٔ ۵۰۶

غزلیات

نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
خار و خس بستر سنجاب بود آتش را

بهره از عمر بود تیره روانان را بیش
زودتر جذب کند خاک می بی غش را

خوابش از بستر بیگانه پریشان نشود
هر که در زندگی از خاک کند مفرش را

چشم بر شست تو دارند غزالان حرم
خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را

به جز از جاذبه مهر و محبت صائب
کیست از خانه برون آورد آن سرکش را؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}