غزل شمارهٔ ۶۴۸

غزلیات

دوام نیست چو ایام گل جوانی را
شتاب خنده برق است شادمانی را

مکن به لهو و لعب صرف، نوجوانی را
به خاک شوره مریز آب زندگانی را

به کلفتی که ز دوران رسد گرفته مباش
که گردباد سبک می برد گرانی را

به پایداری غم نیست روزگار نشاط
شتاب خنده برق است شادمانی را

توان ز آینه جبهه سکندر دید
سیاه کاسگی آب زندگانی را

اگر چه قامت خم کرد طاق نسیانم
چنان نشد که فرامش کنم جوانی را

قرار در تن خاکی مجو ز جان صائب
حضور، پا بر رکاب است کاروانی را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}