غزل شمارهٔ ۶۷۱

غزلیات

اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها
گرفته ایم اجازت ز باغبان تنها

بهار عمر، ملاقات دوستداران است
چه حظ کند خضر از عمر جاودان تنها؟

دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها

دل مرا به نسیم حمایتی دریاب
که یافته است بهار مرا خزان تنها

سزای خیره نگاهان به آه من بگذار
که بارها زده بر قلب آسمان تنها

اگر حیا دهدم فرصت سخن، دارم
هزار حرف زبانی به آن دهان تنها

من و دو چشم تر و خاک کربلا صائب
ز عافیت طلبان سیر اصفهان تنها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}