غزل شمارهٔ ۶۸۴

غزلیات

دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را
ماهی ز حرص طعمه فرو خورد شست را

دنیا به اهل خویش ترحم نمی کند
آتش امان نمی دهد آتش پرست را

دست از جهان بشوی که اطفال حادثات
افشانده اند میوه این شاخ پست را

از هر ترنمی دلش از جای می رود
هر کس شنیده است ندای الست را

از بند گشت شورش مجنون زیادتر
زنجیر، تازیانه بود فیل مست را

صائب خموش باش که در مجلس شراب
داروی بیهشی است سخن می پرست را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}