غزل شمارهٔ ۸۲۴

غزلیات

فریاد نخیزد ز دل پر گله ما
نبود چو جرس هرزه درا آبله ما

هر جا که زند نشتر خاری مژه بر هم
خون دشنه کشد از جگر آبله ما

فریاد ازین برق نگاهان که نکردند
رحمی به گل کاغذی حوصله ما

صائب به چه امید گشاییم لب از هم؟
آن چشم سخنگو ندهد گر صله ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}