غزل شمارهٔ ۱۴۶۶

غزلیات

سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
صد طلسم است درین ره، که یکی زنجیرست

ایمن از دشمن خاموش شدن بیباکی است
خطر راهروان از سگ غافل گیرست

اشکریزان ترا سلسله ای حاجت نیست
در گلو گریه چو گردیده گره، زنجیرست

ناخن شیر به گیرایی مژگان تو نیست
هر که با چشم تو پرخاش نماید شیرست

در مذاقی که به شیرینی خون عادت کرد
لب پیمانه خنکتر ز دم شمشیرست

ناوک راست رو از طعن خطا آسوده است
صائب پاک سخن را چه غم تقریرست؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}