غزل شمارهٔ ۱۵۰۲

غزلیات

سیل درمانده کوتاهی دیوار من است
بی سرانجامی من خانه نگهدار من است

می کند کار نسیم سحری با دل من
خامشی گرچه به ظاهر گره کار من است

چون نشد پیش شکر سبز چو طوطی سخنم
زین چه حاصل که جهان واله گفتار من است؟

چشمه ای را که سکندر به دعا می طلبید
شبنم سوخته چهره گلزار من است

می توانم سر طومار شکایت وا کرد
عرق شرم تو مهر لب اظهار من است

دوستان آینه صورت احوال همند
من خراب توام و چشم تو بیمار من است

منم آن آینه خاطر که رگ خواب جهان
همچو مژگان به کف دیده بیدار من است

نیست آیینه بینایی من عیب نما
به چه تقصیر فلک در پی آزار من است؟

در خرابات من آن باده پرستم صائب
که رگ تلخی می رشته زنار من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}