غزل شمارهٔ ۱۵۶۴

غزلیات

مایه پرورش عالم اسباب یکی است
باغ هر چند به صد رنگ بود آب یکی است

لطف چون قهر مرا زیر و زبر می سازد
نسبت سیل به این خانه و مهتاب یکی است

محو دیدار ندارد خبر از لطف و عتاب
چشم حیرت زدگان را نمک و خواب یکی است

غافل از مستی حسنی ز جگرسوختگان
داغ در چشم تو و لاله سیراب یکی است

چه کنم آه که در دیده بی پروایان
صبر آیینه و بیتابی سیماب یکی است

عجز و قدرت نشود مانع بیباکی عشق
خانه شاه و گدا در ره سیلاب یکی است

قانع از قامت یارست به خمیازه خشک
بخت آغوش من و طالع محراب یکی است

دل سودازده را مایه سرگردانی است
حلقه چشم تو و حلقه گرداب یکی است

نیست در مشرب من ساده و نوخط را فرق
درد پیش من مخمور و می ناب یکی است

رشته جان من و رشته آن موی کمر
چون نپیچند به یکدیگر اگر تاب یکی است؟

در میان گل و مل نیست دورنگی صائب
مدت جوش گل و جوش می ناب یکی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}