غزل شمارهٔ ۱۶۲۸

غزلیات

دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشت
طفل از دام تماشا نتوانست گذشت

سوز ما را نتوان کرد به مجنون نسبت
هیچ مرغی ز سرما نتوانست گذشت

دامن از خار علایق نتوان آسان چید
سیل از دامن صحرا نتوانست گذشت

گرچه از فاختگان یافت پر و بال عروج
سرو ازان قامت رعنا نتوانست گذشت

عاقبت سرد به جان کندن بسیار گذاشت
آن که گرم از سر دنیا نتوانست گذشت

دامن دولت جاوید به دستی افتاد
که ز دریوزه دلها نتوانست گذشت

دیده از روی نکویان که تواند برداشت؟
که ز خورشید، مسیحا نتوانست گذشت

صائب از خوردن می گرچه دلش گشت سیاه
لاله از باده حمرا نتوانست گذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}