غزل شمارهٔ ۱۶۶۴

غزلیات

خراب حالی ما از درازی دست است
ز همت است که دیوار ما چنین پست است

ز نوبهار جهان رنگ اعتدال مجوی
که عندلیب تهیدست و غنچه زرمست است

دل تو چون گل رعنا دو رنگ افتاده است
وگرنه حسن خزان و بهار یکدست است

خلاصی دل ازان زلف آرزوی خطاست
که مرغ، بی پر و بال است و کوچه بن بست است

به زهد خشک قناعت نمی توان کردن
کنون که هر سر خاری پیاله در دست است

حساب دین و دل از ما به حشر اگر طلبند
بهانه ای چو سر زلف یار در دست است

نبست غنچه منقار عندلیبان را
فغان که چاشنی نوشخند گل پست است

چو غنچه سر به گریبان کشیده ام صائب
ز بس به چشم من این سقف نیلگون پست است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}