غزل شمارهٔ ۱۶۸۶

غزلیات

به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
که میهمان لئیم از حیات خود سیرست

گهر ز گرد یتیمی تمام می گردد
مس و جود مرا درد باده اکسیرست

پیاله چشم و چراغ است شیر گیران را
به چشم بیجگران گرچه دیده شیرست

کنار کشت مده موسم بهار از دست
که موج سبزه به پای نشاط زنجیرست

مباش سرکش و مغرور و بی ادب که هدف
همیشه از رگ گردن نشانه تیرست

ز پیچ و تاب ندارد گزیر روشندل
ز موج خویشتن آب روان به زنجیرست

چه سود جوهر ذاتی چو کارفرما نیست؟
که بی کش، دم شمشیر پشت شمشیرست

ز خضر وحشت سیلاب می کنم صائب
خرابی دل مغرور من ز تعمیرست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}