غزل شمارهٔ ۱۷۷۶

غزلیات

خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است

به فکر زینت باطن کسی نمی افتد
مدار مردم عالم به ظاهرآرایی است

مشو به سینه چاک از گزند عشق ایمن
که سینه چاک زدن فتح باب رسوایی است

خوش است ناله که از روی درد برخیزد
وگرنه ناله بیدرد بادپیمایی است

چگونه دیده صائب حریف گریه شود؟
عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}