غزل شمارهٔ ۱۸۰۶

غزلیات

به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
به قلب شعله زدن کار نی سواران نیست

به روز ابر، زر مطربان به باده دهید
که هیچ نغمه تر چون صدای باران نیست

عجب که آتش دوزخ به خویشتن گیرد
دلی که سوخته آتشین عذاران نیست

به بیقراری دل وا شده است دیده ما
سپند در نظر ما ز بیقراران نیست

چو گردباد نگردم به گرد خود، چه کنم؟
درین زمانه که گردی ز خاکساران نیست

سخن به بال هوادار اوج می گیرد
وگرنه ناله قمری کم از هزاران نیست

همیشه ابرتری هست در نظر صائب
خرابه دل ما بی هوای باران نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}