غزل شمارهٔ ۱۹۶۲

غزلیات

بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟

امروز هیچ فاخته کوکو نمی زند
گویا به باغ آن قد دلجو گذشته است

اوقات من به اشک ندامت شده است صرف
چون سرو، عمر من به لب جو گذشته است

صد پرده شوختر بود از چشم خال تو
این نافه در دویدن از آهو گذشته است

ظلمی که بر تو رفت ز کوتاه دیدگان
بر ماه مصر کی ز ترازو گذشته است؟

از سردی زمانه نهال امید ما
مانند نخل موم ز نیرو گذشته است

از ما سراغ منزل آسودگی مجو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است

صائب گذشته است ز افلاک آه من
هر گاه در دل آن قد دلجو گذشته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}