غزل شمارهٔ ۱۹۶۶

غزلیات

زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
ابروی او به پشت کمانم گرفته است

من چون هدف نمی روم از جای خویشتن
پیکان او عبث به زبانم گرفته است

چون از میان خلق نگیرم کناره ای؟
فکر کنار او به میانم گرفته است

آتش چگونه دست و گریبان شود به خار؟
عشق ستیزه خوی، چنانم گرفته است

صائب چو ابر گریه اگر می کنم رواست
آتش چو برق در رگ جانم گرفته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}