غزل شمارهٔ ۱۹۷۰

غزلیات

دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است
پرهیز را شکسته به جا اوفتاده است

گردید توتیای قلم استخوان، هنوز
سنگ ملامت از پی ما اوفتاده است

بر روی دست باد مرادست کشتیم
کارم ز ناخدا به خدا افتاده است

بر دوش دار از تن منصور سر ببین
آتش کجا، سپند کجا اوفتاده است

یک گل زمین ز سایه دولت شکفته نیست
گویا گره به بال هما اوفتاده است

صد بار بیش حاصل چین از میانه برد
زلفش کنون به فکر صبا اوفتاده است

صائب چگونه سر ز گریبان برآوریم؟
شغل سخن به گردش ما اوفتاده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}