غزل شمارهٔ ۱۹۷۶

غزلیات

از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
از مالش استخوان تنم رونما شده است

حال شکاف سینه و پیکان او مپرس
یک مشت استخوان، قفس صد هما شده است

داند چه قسم دولتی از دست داده ام
از دست هر که دامن پر گل رها شده است

یک آه دردناک به از طاعت دو کون
این شکر چون کنم که نمازم قضا شده است؟

صائب سفینه ای که زمامش به دست توست
هر تخته، لوح مشهد صد ناخدا شده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}