غزل شمارهٔ ۱۹۷۸

غزلیات

خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
از خط سبز، شهپر طوطی رسانده است

جز خط دل سیه که مبیناد روز خوش
بر شمع آفتاب که دامن فشانده است؟

مجنون من ز کندن جان در طریق عشق
فرهاد را به کوه مکرر جهانده است

تا قامت بلند تو در جلوه آمده است
از رعشه سرو فاختگان را پرانده است

موج سراب می شمرد سلسبیل را
هر کس ز خط سبز تو چشمی چرانده است

با قامت تو سبزه خوابیده است سرو
با چهره تو لاله چراغ نشانده است

دستی است شاخ گل که به مستی نگار من
صائب ز روی ناز به گلشن فشانده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}