غزل شمارهٔ ۲۰۸۲

غزلیات

امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
این رشته با هزار گره زین گهر گذشت

چون موج دست در کمر بحر می کند
هر کس که چون حباب تواند ز سر گذشت

از سنگلاخ دهر دل شیشه بار من
خندان چو کبک مست ز کوه و کمر گذشت

حسن تو سرکش است، وگرنه ز جذب عشق
آهو عنان کشیده مرا از نظر گذشت

نقص بصیرت است حجاب گذشتگی
تا چشم باز کرد ز دنیا شرر گذشت

چون شمع با سری که به یک موی بسته است
می بایدم ز پیش نسیم سحر گذشت

با شوخ دیدگان نتوان هم نواله شد
طوطی ز تنگ چشمی مور از شکر گذشت

از سیلی خزان نشود چهره اش کبود
آزاده خاطری که چو سرو از ثمر گذشت

چون بلبلان ترانه من مستی آورد
هر کس خبر گرفت ز من، بیخبر گذشت

صائب برون نبرد مرا وصل از خیال
فصل بهار من به ته بال و پر گذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}