غزل شمارهٔ ۲۱۱۲

غزلیات

مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست
این آینه رو پرده نشین از نفس ماست

بال و پر ما تیر جگردوز خزان است
پیراهن گل چاک ز شوق قفس ماست

اندیشه نداریم چو شمع از دهن گاز
سر پیش فکندن ثمر پیشرس ماست

از حسن گلوسوز شکر باج ستانیم
پروانه ناکام، کباب مگس ماست

بی برگی ما برگ و نوای دگران است
شیرازه گلهای چمن خار و خس ماست

هر چند درین قافله پامال غباریم
هر کس که به راه آمده است از جرس ماست

صائب مگر ایام خزان پاک نماید
گردی که بر آیینه گل از نفس ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}