غزل شمارهٔ ۲۱۳۲

غزلیات

روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟
خورشید و نظربازی روزن چه خیال است؟

در رشته جان تا ز تعلق گرهی هست
بیرون شدن از چشمه سوزن چه خیال است؟

چون رنگ می از درد نگردیده مصفا
از شیشه افلاک گذشتن چه خیال است؟

بی علم و عمل راه سلامت نتوان رفت
بی بال و پر از دام پریدن چه خیال است؟

خورشید تهیدست ازان انجمن آمد
دست من و آن گوشه دامن چه خیال است؟

چون عشق به پیراهن یوسف نکند رحم
در پرده ناموس نشستن چه خیال است؟

جایی که فلک یک نفس آرام ندارد
در دامن خود پای شکستن چه خیال است؟

تا دور چو نعلین نسازی دو جهان را
صائب سفر وادی ایمن چه خیال است؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}