غزل شمارهٔ ۲۶۰۸

غزلیات

منکران چون دیده شرم و حیا بر هم نهند
تهمت آلودگی بر دامن مریم نهند

ساده لوحانی که دل بر زندگانی بسته اند
بر سر ریگ روان بنیاد از شبنم نهند

نام رنگین فکرتان برگرد عالم می دود
بر دل خود دست اگر یک چند چون خاتم نهند

سیر چشمان قناعت با لب تبخاله ریز
داغهای بی نیازی بر دل زمزم نهند

اینقدر استادگی در زخم ناخن می کنند
وای اگر این ناکسان بر زخم ما مرهم نهند

کیمیای سازگاری خار را گل می کند
غم چه سازد با حریفانی که دل بر غم نهند؟

نیست حیف و میل در میزان عدل کردگار
هر چه زین سر بر تو افزودند زان سر کم نهند

زود باشد حشرشان در خاک با قارون شود
این گرانجانان که سیم و زر به روی هم نهند

صائب ارباب هوس دارند جوش العطش
روی اگر بر روی گل چون قطره شبنم نهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}