غزل شمارهٔ ۲۶۴۵

غزلیات

مفلس از بزم شراب ما توانگر می‌رود
ابر اینجا تا کمر در آب گوهر می‌رود

چشم ما در حشر خواهد داد شکر خواب داد
تلخی بادام ما از شور محشر می‌رود

عشق را با صبر و طاقت جمع کردن مشکل است
کشتی طوفانی ما خوش به لنگر می‌رود

تا گشودی چاک پیراهن، ز دست‌انداز رشک
چاک در پیراهن یوسف سراسر می‌رود

نیستم ممنون مرغ نامه بر یک رشته تاب
نامه من بال بر بال کبوتر می‌رود

در شبستانی که ما رنگ محبت ریختیم
شمع بی‌تابانه از دنبال صرصر می‌رود

معنی پیچیده صائب در زمان ما نماند
برق تیغ ما به خون زلف جوهر می‌رود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}