غزل شمارهٔ ۲۶۴۹

غزلیات

در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود
جوی خون از دیده لیلی به هامون می‌رود

برنمی‌گردد به ساغر می چو شد جزو بدن
کی ز خاطر یاد آن لب‌های میگون می‌رود؟

گر نه از خلوت شود اسرار حکمت منکشف
چون می نارس چرا در خم فلاطون می‌رود؟

گردن‌افرازی به اوج اعتبار از عقل نیست
کرسی‌دار از ته پا زود بیرون می‌رود

می‌شود عالم سیه صائب به چشم مهر و ماه
گر به این دستور آه ما به گردون می‌رود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}