شمارهٔ ۲۰

غزلیات

خیزید و می آرید که هنگام بهار است
رخسار عروسان چمن همچو نگار است

آن شاخ که بُد عور، کنون مُلحَم‌پوش است
و آن دشت که بُد ساده، کنون سرّ عذار است

در دامن گلزار، صبا مدخنه‌سوز است
در چهره نیلوفر، حوض آینه‌دار است

گل باز قباپوش شد و لاله کُلَه‌دار
این چیست؟ همه خلعت سلطان بهار است

مرد از می صافی ننشیند به چنین وقت
هر سر که ز جام هوسی، جفت خماراست

خرم دل آن کس که دلی دارد و یاری
بیچاره اثیر است که بس بی دل و یار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}