غزل شمارهٔ ۳۲۵۰

غزلیات

کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد
سر مبادش که ز شمشیر تو سر می‌پیچد

سنبلی از ته هر سنگ برون می‌آید
آه فرهاد چو در کوه و کمر می‌پیچد

شیون دل بُوَد از چشم، که در خانه صدا
دایم از رهگذر حلقه‌در می‌پیچد

تا قیامت در دل بسته نخواهد ماندن
عاقبت دست دعا قفل اثر می‌پیچد

بر تهیدستی آغوش بگریم صائب
هاله‌ای را چو ببینم به قمر می‌پیچد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}