غزل شمارهٔ ۳۲۶۰

غزلیات

نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
چون ز خاصیت خود مهر گیا برگردد

رفتن از کوی خرابات مرا ممکن نیست
مگر از کعبه رخ قبله نما برگردد

سپر تیر حوادث سپر انداختن است
خاک شو تا دم شمشیر قضا برگردد

دولت و سایه دو مرغند که هم پروازند
صبر دارم ورق بال هما برگردد

آخر از همرهی خضر به چاه افتادم
وقت آن خوش که ازو راهنما برگردد

مس خود را به دو پیمانه طلا گردانید
صائب از کوی خرابات چرا برگردد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}