شمارهٔ ۴۷

غزلیات

آنرا که چنان سلسله ها بافته باشد
هر سلسله زندان دلی تافته باشد

هرجا که بجوئید زجانهای عزیزان
در هر شکن آرامگهی یافته باشد

صد بار بگفتم مکن ای دل مرو آنجا
کان ره نه به پای چو توئی بافته باشد

بر گنبد طرار منه چشم که ناکاه
تا در نگری جیب تو بشکافته باشد

صد نامه سر بسته بخوانی و ندانی
کانجا سخن از کاغذ سر تافته باشد

در راه سر گمشده ئی کم چو اثیر است
آنکس که بتو هم بتو بشتافته باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}