غزل شمارهٔ ۳۴۰۴

غزلیات

در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
این سحابی است که از دامن تر برخیزد

باده در چشم و دل پاک پریزاد شود
قطره چون در صدف افتاد گهر برخیزد

به شکر یا به نوای شکرین پیوندد
هر که از خاک چو نی بسته کمر برخیزد

از حریصان نرود حرص زر و سیم به مرگ
تشنه از خواب همان تشنه جگر برخیزد

غفلت نفس دو بالا شود از موی سفید
سگ محال است که از خواب سحر برخیزد

خانه کعبه مقصود سویدای دل است
گرد هستی اگر از پیش نظر برخیزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}