غزل شمارهٔ ۳۵۱۲

غزلیات

همه از تاب کمر در خم ایمان دارند
چه خرام است که این سرو نژادان دارند

چون به نیرنگ دل از موی شکافان نبرند؟
صد زبان در دهن این غنچه دهانان دارند

شعله ای هست ز خونگرمی باطن همه را
همچو فانوس چراغی ته دامان دارند

بوسه شان چاشنی عمر ابد می بخشد
آب حیوان همه در چاه زنخدان دارند

خرمن کهنه گل چند توان داد به باد؟
خرمن آن است که این مور میانان دارند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}