شمارهٔ ۶۹

غزلیات

دست اَر همه بتان به جمال و وفا برند
پس بی‌وفا جمال تهی را کجا برند؟

گویی جمال هست و وفا نیست، گو مباش
ما را همین بده که وفا را ز ما برند

خوبی و لیک خوی بدت زشت می‌کند
وان را که زشت باشد نازش کجا برند

هم شحنه‌ی جفایت از ایشان کشید تیغ
آنها که در جهان ز تو نام وفا برند

اینک تویی و من به چه امید عاشقان
درد سر تکبر و ناز شما برند؟=)

والله که چشم عشق بدوزند عاشقان
این غصه گر ز بیم زبان برملا برند

در قصه‌های تو بنویسند عاشقان
مگذار اثیر تا پس از این غصه‌ها برند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}