شمارهٔ ۸۸

غزلیات

امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
ز سوز سینه لبم خشک و دیده تر دارد

امید وصل ز دل پرس و درد هجر ز جان
که هر کسی ز غم خویشتن خبر دارد

به ذوق جان سخن تلخ تو خوش است ز قند
از آنکه بر لب شیرین او گذر دارد

اگرچه بس خوش و شیرین بود شکر لیکن
حلاوت لب تو لذت دگر دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}