شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
گرد میدان تو را کحل بصر ساخته‌ام

نبود نام تو ای یار نه نزدیک و نه دور
تو زمن هیچ و من از تو همه بر ساخته‌ام

پرده‌ی کژ مده، ای هستی من بُرده‌ی تو
گرچه با زخمه سر کژّ تو در ساخته‌ام

خطی آمد ز تو در خون من و من چو قلم
پیش از آن خط قدم از تارک سر ساخته‌ام

طوق زر کردی رفتم مگر از راه جمال
دست در گرد میان تو کمر ساخته‌ام

سرو بالائی و سوسن‌بر و گل عارض و من
ز تو بستان تماشای نظر ساخته‌ام

ای بسا شب که تو در خلوت و من تا به سحر
از قد خفته خود حلقه در ساخته‌ام

حلقه حلقه‌ست در داج فلک آه اثیر
زان گل حلقه آئینه در ساخته‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}