اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
ساقی من از خمار شبانه مشوشم
وقت است اگر به بادهی باقی کنی خوشم
آن آب هم طویله آتش به من رسان
باشم که یک زمان زنی آبی بر آتشم
الا به دست باده دوشین دوش نیست
زهری که من ز دست جفای تو میچشم
اثیر اخسیکتی
غزلیات
ساقی من از خمار شبانه مشوشم
وقت است اگر به بادهی باقی کنی خوشم
آن آب هم طویله آتش به من رسان
باشم که یک زمان زنی آبی بر آتشم
الا به دست باده دوشین دوش نیست
زهری که من ز دست جفای تو میچشم
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}