شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

ای جهان را، یادگار از طغرل و الب ارسلان
آسمان داد و دینی آفتاب دودمان

بوسه داده نعل یک‌ران تو طوق ماه نو
سجده برده پیش دیوان تو، طاق ابروان

تا هزاران قرن دیگر هم، نیارد روزگار
مسند شاهنشهی را چون تو یک صاحب قران

افسر الب ارسلان را، منتی بر سر نهاد
بخت، یعنی کَت نهادم بر سر شاه ارسلان

چون به چشم مشتری تختت ببیند روزگار
خیره گردد زان شکوه پیر و اقبال جوان

گوید ای بخت شهنشاهی و تاج قیصری
مژده‌تان بادا، ز عمر شه به فر جاودان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}