اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
ای در دل و جان سواری تو
شیران جهان شکاری تو
در پای در آرد عافیت را
بیداد به دستیاری تو
وی دشمن جان من جهانی
جرمم همه دوستداری تو
عهدی است میان ما و لیکن
موقوف بر استواری تو
کاریست بزرگ عشق خاصه
در نوبت خردکاری تو
اثیر اخسیکتی
غزلیات
ای در دل و جان سواری تو
شیران جهان شکاری تو
در پای در آرد عافیت را
بیداد به دستیاری تو
وی دشمن جان من جهانی
جرمم همه دوستداری تو
عهدی است میان ما و لیکن
موقوف بر استواری تو
کاریست بزرگ عشق خاصه
در نوبت خردکاری تو
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}