شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

ای شکرخای شده گوش از تو
رخ ماه آمده شب‌پوش از تو

از لطافت چو خیالی که شبی
پر نکرده‌ست کس آغوش از تو

شام را غالیه در زلف ز توست
ماه را غاشیه بر دوش از تو

ملک سلطان سپرم گر ببرم
به دو بوسه من مدهوش از تو

سبز پوشان فلک مست شدند
موی مشکین ز بر و دوش از تو

چون تو ساقی شدی‌ام ساغر گفت
کآب حیوان ز من و نوش از تو

گریه می‌زد چو سخن می‌گفتی
عقل در بارگه گوش از تو

چون فروماند دل و هوش اثیر
عاریت خواست دل و هوش از تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}