شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

ای غمت در جان من آویخته
نه، که خود با جان من آمیخته

یاد رویت در نگارستان دل
صد هزاران مهر و مه انگیخته

غمزه‌ی خونخواره‌ی بی‌آب تو
آب چشم و خون دلها ریخته

خاکپاشان دو عالم را هوات
آب بر رخ، خاک بر سر بیخته

دوری روی تو دور از روی تو
کار من چون زلف بر هم ریخته

باد سردم هر دم از نوکِ مژه
صد هزاران نکته اشک آویخته

هرکه را با خویشتن خوانده غمت
چون اثیر از خویشتن بگریخته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}