شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

ای پشیمان شده ز دلداری
عهد نو کرده با جگرخواری

هست معزول عافیت تا تو
در عمل کار حسن پر گاری

دل من برده ئی بآسانی
غم تو میخورم بدشواری

عشوه میده که گوش میدارم
ناز میکن که جای آنداری

سر زلفین خود بگیر و بکش
نه اثیری که این نمی آری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}