شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

جانا، همه آیت نکوئی
در شان تو آمده است گوئی

یک گل چو رخت به دست ناید
گر در چمن جهان بجوئی

حسنت ببرد زبان سوسن
گر لاف زند به تازه روئی

دارم طمع وفا ز تو نه
کاین قاعده نیست در نکوئی

گوئی بکشم تو را نکشتی
لیکن چه کنی که این نگوئی

روزی دو، اثیر را امان ده
کان غمزه عاشق است گوئی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}