شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

بس کین دل زار ریش کردی
گفتم زینهار بیش کردی

دل شیشه نازک و غمت سنگ
آسان شکند چو ریش کردی

فرمان هوای خویشتن را
بر تیر جفا چو کیش کردی

وین طرفه که در کنام شیران
خونریز به چشم میش کردی

خورشیدی و در دل نژندم
خاصیت ماه و جیش کردی

اول همه نوش عرضه کردم
پس زود به غم سریش کردی

این جان سریش باز کرده
پس زود ز غم سپریش کردی

خون میخور و با جفاش می‌ساز
کین کار بدست خویش کردی

دوش از طرب خیال بر سر
بر باد خرد پریش کردی

چون پیش اثیر خود رسیدی
بی باکی و عشوه بیش کردی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}