غزل شمارهٔ ۵۰۱۱

غزلیات

توانگری که نباشد به خبر اقبالش
نصیب مردم بیگانه می شود مالش

گذشت خواجه و چون عنکبوت مرده هنوز
مگس شکار کند رشته های آمالش

ازان به نان جو وآب شور ساخته ام
که نیست چشم و دل هیچ کس به دنبالش

تذرو باغچه قدس وحشتی دارد
که نقش ،چنگل بازست برپروبالش

ز چرخ سفله تمنای آبروی مدار
که نم برون ندهد چشمه های غربالش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}