شمارهٔ ۲۰۱

متفرقات

هر قدر نقاش نقش او به دقت می‌کشد
چون نظر بر رویش اندازد خجالت می‌کشد

شعله جواله یک نقطه است چون ساکن شود
سیر و دور سالکان آخر به وحدت می‌کشد

آبروی جرم اگر این است، در دیوان عفو
عاصی از ناکرده بیش از کرده خجلت می‌کشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}