شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش رشوه

غزلیات

امجدی در رشوه خوردن اهل جد شد
همزه اش را در دلش کردم مجد شد

باد رحمت دائما بر اعتقادش
زانکه او قلبا برحمت معتقد شد

اشتها موجود و استعداد فاقد
پارتی بازی درآمد مستعد شد

معتمد بداعتماد خلق بر وی
خورد مال جملگی را معتمد شد

مجتهد هم مفتی و هم مفت خور بد
در زمان پول دادن مجتهد شد

مستبد در ابتدا بدمست بوده
مقعدش وارون کردم مستبد شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}